العلامة الحلي ( شارح ومترجم : على محمدى )

424

شرح كشف المراد ( فارسى )

( مسأله چهارم ) ( امام بايد منصوص باشد ) اختلاف است در ميان فرق اسلامى كه آيا امام ( عليه السلام ) و خليفه پيامبر بايد منصوص باشد يعنى از سوى خدا و رسول ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) به امامت وى تصريح شده باشد يا خير ؟ روىهمرفته در اين باب چهار نظريه مطرح است : 1 - گروهى از مسلمانان كه معروف به عباسيه يعنى پيروان عباس بن عبد المطلب هستند مىگويند : طريق تعيين امام احد الامرين است : الف : نص خدا و رسول . ب : ارث بردن . و معتقدند كه نصى در كار نيست و لذا نوبت به وارث بودن مىرسد و چون پيامبر اولاد ذكور نداشت وارث او عمويش جناب عباس مىشود و لذا معتقد به خلافت عباس هستند و به عقيدهء ما اين سخن از جهاتى باطل است از جمله اينكه نص داريم بر امامت على ( عليه السلام ) چنان كه در مسأله پنجم خواهد آمد و از جمله اينكه با وجود پسر عموى ابوينى نوبت به عمومى ابى نمىرسد و . . . 2 - گروه ديگرى از مسلمانان كه به زيديه معروفند يعنى پيروان زيد بن على بن الحسين ( عليهما السلام ) مىگويند : راه تعيين امام احد الامرين است :